سلام
واما اي عزيزان شعر ترجمان ضمير انسان است و شعر واسطه اي است که به کلبد زبان گنيجينه هاي معاني را مي گشايد.
کاخ شعر برعشق استوار است و شعر بدون عشق مي ميرد.ان کسي که به موهبت شعر دست يافت
باريک انديش مي شود او از هرچيز الهام مي گيرد از پرواز يک پرستو تا خش خش برگ هاي پاييزي و
حال طبيعي که شاعر است يا شاعري که طبيعت است.
اگر شعر را ان چنان که مشهور است گره خوردگي و عاطفه و خيال بدانيم که در زباني اهنگين شکل مي گيرد ابزار نقدخود از همين تعريف اشکار است.
عاطفه:که ناظر به معاني و عواطفي است که شاعر در صدد بيان ان است.
خيال: که به تصوير سازي و ايماژگرهاي شاعر مرتبط است.
زبان: که مجموعه ي الفاظ و ترکيباتي است که شاعر در اختيار دارد.
اهنگ:که ار توازون و هارموني و تناسب الفاظ سخن مي گويد.
شکل: که ظرف و فروم اثر است.
از اين پنج منظر نظري کوتاه به اشعار من بياندازيد.
در اين مکان من با سروده هاي خودم شايد پريشان حالي عاشقانه ناملايمات عشق گريستن هاي شبانه چشم انتظاري ها شکسته دلي ها سرگرداني ها دلنگراني ها سوخته دلي ها درمان ناپذيري ها
شکوه هاوبي قراري ها ياد کرد کودکي ها گمنامي ها همه و همه بيانگر برخي عواطف جاري در شعر هاي من است .
موضوع محوري و ترکيباتي :چون دل مانند پاييز درياي نگاه نگاه طوفاني اواز سکوت شب ميکده ي سينه دختري ازجنس جنون سکوتي از جنس تکلم .
اين کتاب اول من خواهد بود بنابر اين با اين که شايد اين شعر ها خيلي بي مقدار باشد ولي چون از بتن
وجودم سرشار شده مي خواهم تقديم کنم به روح مادرم و پدرم روحتان شاد و هم چنين با تمامي احساسم مي خواهم تقديم کنم به مهتاب شب هاي تاريک زندگيم کسي که با ورد خودش عشق را
به من هديه کرد اميدوارم که مهتابم پذيراي اين هديه ناقابل من باشي هرچند........
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:59
  به قلم مسيح:
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:27
  به قلم مسيح:
|
گر رسید محشر و ببینم من خدا
من بروز محشر ای یزدان ترا رسوا کنم
هم تو و هم اهرمن را من اغوا کنم
ان چنان با حیله و با صد فریب
عاشق خود سازمت بیچاره و شیدا کنم
من به نام عشق هزاران تازیانه برتنت
می نوازم تا که بر عالم ترا رسوا کنم
ان چنان اتش زنم بر تاروپود هستیت
تا ترا با سوزش هجران دوست اشنا کنم
من ترا عاشق کنم بر پیچش گیسوی دوست
ان زمان خوارو مینایت کنم
من ترا سوی فرستم یار تو سوی دگر
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:11
  به قلم مسيح:
|
گر خدا بودم زمین را من بهشت می ساختمی
اسمان را کهکشان را پر زگل می ساختمی
گر خدا بودم برای ادمی شیطان نبود
چیدن سیب از برایش باعث خسران نبود
گر خدا بودم به ابلیس من چرا می باختمی
در مسیر زندگی صدها سراب را من چرا می ساختمی
گر خدا بودم برای ادمی دردی نبود
حسرت هجران و اشک و اه و نامردی نبود
گر خودا بودم نمی گفتم به شیطان سجده کن
گر خدا بودم به انسان اختیار می دادمی
قدرتش را من فزون بر اهریمن می دادمی
گر خدا بودم من انسان را خدا می ساختمی
از خدا گل و از گل باز خدا می ساختمی
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:10
  به قلم مسيح:
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:9
  به قلم مسيح:
|
مسیح بودم و نبودمسیحا مرا
عاشق بودم و نبود مجنون ثانی مرا
شب تار گردم بود و نبود روشنی نور مرا
درد و غم داشتم و نبود مرحم دردی مرا
دوستان بودند و نبود رفیق دل خسته مرا
گرد من بودند ولی جز غم نبود یار ایام مرا
خبر از من نداشت جز خبر مرگ مرا
جز سکوت نبود یار و یاوری مرا
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:8
  به قلم مسيح:
|
این عاشق دلخسته که بر خاک است کنون
روزگاری را به غم گذارنید ولی در خاک است کنون
زنده ها بر زنده بودن خود منازید چون
روزگار همه بر خاک است چنین
من ندیدم جز غم و درد از این دنیا
خفته در ارامش ابدیم کنون
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:7
  به قلم مسيح:
|
مرگ چهره زیبای هستی
مرگ زنده بودن بعد از نیستی
مرگ بهشت افرینش
مرگ پایان بدی و هرچی زشتی
مرگ زندگی جاوید است
مرگ لذت هستی بعد از زندگانی
لذت مرگ یقین است
یقینی بر حق و با طل است
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:6
  به قلم مسيح:
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:5
  به قلم مسيح:
|
درشبي که مي وزيد چشمهاي لال تو
نيستان سينه ام پرشد از خيال تو
اسمان غريب بود دل شکسته مثل من
ناله هاي ابر ها بغض هاي کال تو
نذر چشمهاي تو شعر عاشقانه ام
تا شفا دهد مرا رنگ سبز چشمان تو
جرعه اي ز خنده ات سهم لحظه هاي من
چشم هاي پر عطش تشنه ي زلال تو
مهربان نگاه تو مشق هر شب من است
صبح يک سبد غزل نوش جان حلال تو
ماهتاب من!بريز درد خود به جان من
دردها براي من هرشب هرچه هست مال تو
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 12:41
  به قلم مسيح:
|